تبليغاتX
هتل کالیفرنیا
هتل کالیفرنیا
مدرسه وب ، ماکرومديا قالب هاي وبلاگ آماده دايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيان پرشين وبلاگ
تخت جمشید

 

 

 
 

وصيت نامه داريوش کبير به فرزندش خشايارشا

 اينک که من از دنيا مي روم بيست وپنج کشور جهان جزو امپراتوري ايران است و در تمام اين کشور ها احترام دارند و مردم کشور نيز در ايران داراي احترام مي باشند . جانشين من خشايار شاه بايد مثل من در حفظ اين کشور ها بکوشد و راه نگهداري کشورها اين است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .

 

اکنون که من از دنيا مي روم تو دوازده کرور خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان قدرت تو مي باشد زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش که تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي . من نمي کويم که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن ، زيرا قاعده اين خزانه اين است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان .

مادرت آتوسابرمن حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم کن.

 

 

 ده سال است که من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را که با سنگ ساخته مي شود و به شکل استوانه اي است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود ، حشرات در آن بوجود نمي آيد و غله در اين انبارها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه دهي تا اينکه آذوقه دويا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينکه غله جديد به دست آمد از غله موجود در انبارها براي تأمين کسر خوار وبار استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوقه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود هرگز دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي نگمار و براي آنان همان مزيت دوست بودن با تو کافيست ، چون اگر دوستان و نديمان خود را براي کارهاي مملکتي بگماري به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني ، چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي .

 

 کانالي که من مي خواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود بياورم (کانال سوئز فعلي) هنوز هم به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن کانال را به اتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که ار آن عبور نکنند .

 

اکنون من سپاهي به طرف مصرفرستادم تا اينکه در اين قلمرو وايران نظم و امنيت برقرار کنند ولي فرصت نکردم سپاهي به يونان بفرستم تو بايد اين کاررا به انجام برساني.

 

با يک ارتش نيرومند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند . توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوي آنان آفت پادشاهي هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور بنما . هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن و براي اينکه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند براي ماليات قانوني وضع کردم که تماس نخواهند داشت .

 

افسران و سربازان ارتش را راضي نگهدار و با آنها بد رفتاري نکن اگر با آنها بدرفتاري کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اين طور خواهند بود که دست روي دست ميگذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست خوردن تو را فراهم نمايند .

 

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينکه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنان زياد شود تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت کني.

 

 

. همواره حامي کيش يزدان پرستي باش اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي نمايند و پيوسته به خاطر داشته باش که هرکس بايد آزاد باشد که از هر کيش که ميل دارد پيروي نمايد.

 

بعد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که خود فراهم کرده ام بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که مي تواني وارد قبر شوي تا تابوت سنگي مرا ببيني و بفهمي که من پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر من بيست وپنج کشور سلطنت       مي کردم ، مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد خواه پادشاه  کشور باشد يا يک خار کن و هيچ کس در اين جهان باقي نمي ماند .

 

اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني غرور و خود خواهي بر تو غلبه نخواهد کرد اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي بگو قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگاه دارد تا اينکه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند . زنهار ، زنهار هرگز هم مدعي هم قاضي نشو اگر هم از کسي ادعايي داري موافقت کن يک قاضي به يک طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و راي صادر نمايد زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد .

 

هرگز از آباد کردن دست بر ندار زيرا اگر دست از آباد کردن برداري کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است که وقتي کشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهر سازي را در درجه اول اهميت قرار بده .

 

عفو و سخاوت ، ولي عفو بايد موقعي بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگري خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ظلم کرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده ا ي .

 بيش از اين چيزي نميگويم اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اينجا حاضر هستند ، کردم . تا اينکه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را کرده ام و اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميکنم مرگم نزديک شده است .

 

لینک


هتل کالیفرنیا

 

 Hotel

 

California

 

 

 

On a dark disert highway

Cool wind in my hair

Warm smell of colttas

Raising up through the air

Upahead in the distance

I saw shimmering light

My head grew heavy and my sight grew dimmer

I had to stop for the night

There she stood in doorway

I heared the mission bell

I was thinking to myself this could be heaven or this could the hell

Then she lit up a candle

And she showed me the way

There were voices down the corridor

"Well com to the Hotel Colifornia

Such a lovely place(2)

Such a lovely face

Plently of rooms at the Hotel Colifornia

Any time of year(2)

you can find it here..."

Her mind was tiffany-twisstad

She got the mercedes benz

She got alot of pretty-pretty boy

She calls friends

How they dance in the courtyard

Sweet summer`s sweat

Some dance to remember Some dance to forget

So I call up the captain:please bring me my wine

He said:"we have`nt had that spirit here since 1969"

and still those voices are calling from for away

walk you up in the middles of the night

Just to hear them say:

"Well com to the Hotel Colifornia

Such a lovely place (2)

Such a lovely face

They don`t livin`in up at the Hotel Colifornia

What a nice suprise(2) Bring your alibies...

Mirrors on the ceiling Pink Champnag on ice

she said:"We are all just prisinors here by our only device"

And in the master chamber`s They gathered

for the feast

And stub it with their steely knives

But they just can`t kill the beasts...

Last thing I`ve remember

I was Runnig for the door

I have to find a passage back to the place Iwas before

Relax...said the nightman:

"We are programe to receive

You can chack out any time you like

But you you can`t never leave

 

 

در یک بزرگراه بیابانی تاریک

باد سردی در موهایم می وزید

و عطر خوش گل رز

در همه جا پراکنده بود...

در فراسوی دور در دوردست

نوری سوسو زنان توجه مرا به خود جلب کرد

سرم درد می کرد و چشمانم تاریک شده بود

باید مکانی را برای استراحت شبانه می یافتم

آنجا دخترک در میان درکاه ایستاده بود

و من صدای ناقوس کلیسایی را شنیدم

و با خودمی اندیشیدم که این مکان بهشت است و یا جهنم

سپس دخترک شمعی بر افروخت

و راه را به من نشان داد

آنجا در زیر راهرو صداهایی به گوش می رسید

و فکر می کردم که می گفتند:

به هتل کالیفرنیا خوش امدی

چه مکان دلنشینی (2

چه چهره های زیبایی

اتاق های بسیاری در هتل کالیفرنیا وجود داشت

که در هر موقع از سال می توانستی جایی برای خود بیابی

دخترک پریشان خاطر ود

و مرسدس بنزی داشت

و پسرهای زیبایی که او را احاطه کرده بودند دوستان خود می نا مید

و چگونه آن ها به پایکو بی می پرداختند...

و چه دلپذیر در تابستان عرق میریختند...

برخی میرقصیدند( تا به یاد بیاورند خاطرات خوش گذشته را)

و برخی می رقصیدند (تا از یاد ببرند خاطرات تلخ خود را)

پس من رو به کاپیتان کردم وگفتم:لطفا نوشیدنی مرا بیاورید

و او گفت:از سال 1969 تا به امروز دیگر آن حال و هوای سابق برایمان باقی نمانده است...

و هنوز آن نوای مترنم از دور دست به گوش میرسیدند

و در نیمه های شب از خواب بیدارت می کردند

تا به تو بگویند:

به هتل کالیفرنیا خوش آمدی

چه مکان دلنشینی(2)

چه چهرهای زیبای

و کسی در اینجا تو را از خود نخواهد راند

چه سور پریز فوق العاده ای(2) دیگر بهانه ای نیا ور...

دیوار ها پوشیده از آینه و شامپاین صورتی ویخ

دخترک غمگینانه گفت:همه ما در اینجا به شیوه ی خود زندانی خویشیم

و سپس آنها برای برپایی جشن به سالن اصلی هتل رفتند

وبی رحمانه دخترک را با کارد های پو لادین خود سلاخی کردند

حال آنکه جسارت کشتن هیچ درنده ای را نداشتند

آخرین چیزی که بیاد می آورم این بود که به سمت در دویدم

و نا امیدانه در جستجوی راهی بودم که مرا به دنیای گذشته ام بر گرداند

راحت باش مرد دربان به من گفت وادامه داد:

ما برنامه های پذیرایی از تو داریم

وتو هرگاه خواستی می تونی تسویه حساب کنی

اما هرگز قادر به ترک اینجا نخواهی بود...

 

 

 

لینک


زندگی ، عشق ، علم ...

 

 

 

جاویدان

 

همواره من و زندگی با هم خواهیم ماند

وخواهیم ماند

جاویدان جاویدان

تا ابد

ع.شریعتی

 

 ***

 

 

 

آدم های بزرگ

کسانی که خود بسیارند

نیازی به هموطن ندارند

کسانی که خود آزادند از زندان به ستوه نمی آیند

آدم های اند کند که به ازدحام محتاجند.

 

 ***

 

 

 

چه بیتابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!

چه بیتابانه تو را طلب می کنم

بر پشت سمندی

گوئی

نوزین

و فاصله تجربه ای بیهوده است.

بوی پیراهنت اینجا و اکنون._

کوه ها در فاصله سردند.

دست در کوچه و بستر

حضور مانوس دست تو را می جوید

وبه راه اندیشیدن

یاء س را

رج م زندی.

بی نجوای انگشتانت

فقط._

و جهان از هر سلامی خالی است .

 

احمد شاملو.

 

و کم کم وب لاگ من از موضوع خودش خارج می شود!!!

 
 
 مراقب افکارت باش,چون افکارت گفتارت را ميسازد.
مراقب گفتارت باش, چون گفتارت اعمالت را ميسازد.
 مراقب اعمالت باش, چون اعمالت عادت هايت را ميسازد.
مراقب عادت هايت باش, چون عادت هايت شخصيتت را ميسازد.
 مراقب شخصيتت باش, چون شخصيتت سرنوشتت را ميسازد
 
 ***
 
 
 
 
بگوييم:از اينکه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشکرم
نگوييم:ببخشيد که مزاحمتان شدم
 
بگوييم: در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود
نگوييم:گرفتارم
 
بگوييم: راست ميگي؟راستي؟
 نگوييم:دروغ نگو
 
بگوييم:هديه براي شما
نگوييم:قابل ندار
 
 بگوييم:خوب هستم
نگوييم:بد نيستم
 
 بگوييم:شاد و پر انرژي باشي
نگوييم:خسته نباشي
 
بگوييم:آسان نيست
نگوييم:دشوار است
 
 ***
 
 
Love is like playing the piano.
 First you must learn to play by the rules then you must
forget the rules and play from your heart...
 
عشق مانند پیانو است. ابتدا باید با اصول یاد بگیریم،
سپس اصول رو فراموش کنیم
و
طبق قلب و احساس پیش بریم...
 
*** 
Love is…                                                      

Forgiving even though it's hard           

To forget;                        

Holding hands and never wanting          

To let go;                          

Hoping that tomorrow will be as           

  Wonderful as today;           

Sharing secrets                                  

And whispers                    

And star-spangled nights.

      And most importantly,                                   

Love is…                                                       

Knowing that you'll never                   

Be lonely                               

Again.                            

 

                    _Edith schafferberg

 

 

 

 

 

عشق...

 

بخشيدن است

 

 هنگامی  كه فراموش كردن سخت مى نمايد؛

 

دستگيری است و رها نكردن

 

اميدوار كه فردا چون امروز پر شکوه خواهد بود؛

 

بازگويی رازها و نجواها

 

و لذت بردن از شب های غرف در ستاره

 

و از همه مهم تر ،

 

عشق

 

آن است که بدانی که ديگر تنها نخواهی ماند.

 

 
 ***

من این را خوب می دانم

مرا از یاد خواهی برد میدانم
و من از دیدگان سرد تو یک روز
میخوانم سرود تلخ و غمگین خداحافظ
مرا از یاد خواهی برد و از یادم نخواهی رفت
من این را خوب میدانم
که روزی هم ، مرا از خویش خواهی راند
و قلبت را
که روزی آشیان گرم عشقم بود ، خواهی برد
تو از یادم نخواهی رفت
و چشمان تو
هر شب آسمان تیره ی احساس من را نور میپاشد
و من با خاطراتت زنده خواهم بود
چه غمگینم از این رفتن
و از این روزهای سرد تنهایی چه بیزارم
مرا از یاد خواهی برد میدانم
و میدانی که از یادم نخواهی رفت

*** 

 

 

 

 

 من دلم مي خواهد خانه اي داشته باشم پر دوست

 كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام

گل بگويند و گل بشنوند

 هركسي مي خواهد وارد خانه ي پر مهر و صفامان گردد

 شرط وارد گشتن : شستشوي دلهاست ....

 شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست ...

بر درش برگ گلي مي كوبيم

 روي آن با قلم سبز بهار مي نويسيم

اي يار خانه ي دوست ما اينجاست

 تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه ي دوست كجاست؟؟؟؟  

*** 

هيچ آدمي نمي تواند بگويد كه چه چيز درست است و چه چيز غلط .

درون تو صدائي هست كه تمام روز در تو زمزمه مي كند...

تنها به صداي درونت گوش كن

***

کساني که تو را دوست دارند دوست بدار و کساني که تو را دوست ندارند هم دوست بدار چون ممکن است آنها تغيير کنند

***

کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد
 
 کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد
 
کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
 
 کاش مي شد با نسيم شامگاه برگ زرد ياس ها را رنگ کرد
 
 کاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ کرد
 
 کاش مي شد در سکوت دشت سبز ناله ي غمگين باران را شنيد
 
 بعد دست قطره هايش را گرفت تا بهار آرزوها پر کشيد
 
 کاش مي شد مثل يک حس لطيف لا به لاي آسمان پر نور شد
 

***

 

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد

 وسعت تنهائيم را حس نکرد

 در ميان خنده هاي تلخ من گريه پنهانيم را حس نکرد

در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد

 آن که با آغاز من مانوس بود لحظه پايانيم را حس نکرد

 

***

 

 
 

 

دفتر خاطرات زندگي
 
 زندگی دفتری از خاطرست.
 
يک نفر در شب کم،
 
 يک نفر در دل خاک،
 
 يک نفر همدم خوشبختي هاست،
 
 يک نفر همسفر سختي هاست،
 
چشم تا باز کنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم.
 
 
*** 
 
 
 خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد
 
که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست
 
 و
 
 هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد
 
 
 ***
 
 
يک پنجره براي من کافي‌ست
 
يک پنجره به لحظه آگاهي و نگاه و سکوت
 
 سخن از پچ پچ ترساني در ظلمت نيست
 
سخن از روزست و پنجره های باز و هوای تازه
 
 
*** 
 
 
 
 بازنده ها در هرجوابي مشكلي را مي بينند
 
ولي برنده ها در هر مشكلي جوابي را مي بينند .
 
 سعي كنيد مثل برنده ها فكر كنيد.
 
 
۲۲/۶/۸۵
***
 
 
 
هلن كلر مي گويد:
 
" هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ،
 
دري ديگر باز مي شود
 
 ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم
 
كه درهاي باز را نمي بينيم"
 
 
 
۱۲/۰۹/۲۰۰۶
 
***
 
 
 
 
عشق انست كه مرا جغرافياي من نباشد
 
 وتو را تاريخ تو نه.
 
كه تو با صداي من سخن بگويي
 
 وبا چشمان من ببيني
 
 وجهان را با انگشتان من لمس كني...
 
 
 و هر گاه من شعر عاشقانه اي مينويسم ديگران تو را سپاس گويند...
 
***
 
 
  و اینم چند جمله از " عشق " :
 
 
 
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند می دهد
love is wide ocean that joins two shores

 

زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible

 

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
love is something silent , but it can be louder than onything when it talks

 

عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی
love is when you find yourself spending every wish on him

 

عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند
love is flower that is made to bloom by two gardeners

 

عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
love is like a flower which blossoms whit trust

 
 

عشق یعنی ترس از دست دادن تو
love is afraid of losing you

 

پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
no matter what the question is love is the answer

 
 

وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough

 
 

زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند
love is the one thing that still stands when all else has fallen

 

عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it

 
 
 

عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال شما را به یاد دارد
love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times

 
۱۲/۰۹/۲۰۰۶
 
 
***
 
 
Love is just like life,
 
it's not always easy
 
and
 
does not always bring happiness.
 
but
 
 when we do not

stop living why should we stop loving.


عشق مثل زندگیه...
 
همیشه آسون نیست و همیشه شادی نمیاره...
 
اما وقتی ما زندگی رو متوقف نمی کنیم
 
 چرا باید عشق ورزیدن رو متوقف کنیم؟!
 
 
۱۲/۰۹/۲۰۰۶
 
***
 
 
 
 
 

 

 
 
***
 
 
Love makes life so confusing
 
but without love would you want to live?

عشق زندگی رو خیلی گیج کننده می کنه
 
اما بدون عشق اصلا"چطور می خوای زندگی کنی؟
 
***
 
 
حکایت قرار لیلی و مجنون
 
 
  ميگن يه روز ليلي واسه مجنون پيغام فرستاد که انگار خيلي دوست داري منو ببيني ؟ اگه نيمه شب بياي بيرون شهر ، کنار فلان باغ ، منم مي يام تا ببينمت .
مجنون که شيفته ديدار ليلي بود ، چندين ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .
ولي مدتي که گذشت خوابش برد ...
 
نيمه شب ليلي اومد و وقتي اونو تو خواب عميق ديد ، از کيسه اي که به همراه داشت ، چند مشت گردو برداشت و ريخت تو جيبهاي مجنون و رفت .
 
مجنون وقتي چشم باز کرد ، خورشيد طلوع کرده بود ، آهي کشيد و گفت :
اي دل غافل يار آمد و ما در خواب بوديم . افسرده و پريشون برگشت به شهر .
 
در راه يکي از دوستانش اونو ديد و پرسيد : چرا اينقدر ناراحتي ؟!
 و وقتي جريان را شنيد با خوشحالي گفت : اين که عاليه !
 
آخه نشونه اينه که ليلي به دو دليل تو رو خيلي دوست داره !
دليل اول اين که : خواب بودي و بيدارت نکرده ! و به طورحتم به خودش گفته : اون عزيز دل من که تو خواب نازه ، پس چرا بيدارش کنم ؟
و دليل دوم اينکه : وقتي بيدار مي شدي ، گرسنه بودي و ليلي طاقت اين رو نداشت ، پس برات گردو گذاشته تا بشکني و بخوري !
 
مجنون سري تکان داد و گفت : نه !
 
اون مي خواسته بگه :
تو عاشق نيستي ! اگه عاشق بودي که خوابت نميبرد !
تو رو چه به عاشقي؟ بهتره بري گردو بازي کني !
 
حالا به نظرتون کدومشون درست گفتن ؟!
 
 
 
Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic
 
 
 
***
 
 
 
 
 
 
*** 
 
 
من از تو بهترم،چون...

هميشه يه دليل خوب براي بخشيدن فرصتها به ديگران دارم.
البته بدون دليل هم ميشه بخشيد.
ولي به نظر من آدم وقتي از بخشش لذت مي‌بره و نمي‌ترسه كه يه دليل  مهم براي انجامش داشته باشه
و دليل من هم اينه :  هر چي بيشتر مي‌بخشم بيشتر سعي مي‌كنم ياد بگيرم كه بدست بيارم.
و اينقدر اين كار رو انجام مي‌دم تا يه روز
ياد بگيرم هر چي كه بخوام بدست بيارم.
به اين مي‌گن يه ثروتمند واقعي.


منبع:
من از تو بهترم چون...،مهدی طباطبایی
 
 
***
 
فراموش نكنيد
زندگي،پوشيدن مكرر يك لباس نيست
 

زندگي اين است!


زندگي يك بازي نيست،عمر عزيز شماست.

مي‌خواهيد با آن چه كار كنيد؟


آيا فكر مي‌كنيد به معناي واقعي زندگي مي‌كنيد؟

 آيا از هر لحظه عمرتان لذت مي‌بريد؟

آيا از فرصتهايي كه پيش مي‌آيد،استفاده مي‌كنيد؟


بايد بدانيم كه توانايي ما هميشه كامل نيست،

گاهي ترس و ترديد راهمان را سد مي‌كند و افكار

مايوسانه و عادات بد را درما ايجاد مي‌كند.


فكر كنيد،سه-چهار هفته ديگر بيشتر زنده نيستيد.


آن وقت چه كار مي‌كنيد؟


حرفي براي گفتن داريد؟


دلتان براي كسي يا چيزي تنگ مي‌شود؟


حالا قدر همه آنها را بدانيد.

منبع: 60 نكته براي زندگي بهتر،ليندا فليد
 
 
 
***

اگه سربزير و متفكر و توي خودش باشه، ميگن: افسردگي داره‌، روانيه، سيماش قاطيه!
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، ميگن: جلفه، دلقكه، هجوه!
اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، ميگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!
اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه، ميگن: كنسه، نخوره، حمال وارثه!
اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره، ميگن: جنجاليه، با همه دعوا داره، خروس جنگيه!
اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، ميگن: بي عرضه‌س، حيف نون و دست و پا چلفتيه!
اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه، ميگن: اينو، واسه ما شده آقاي مطالعه!
اگه با عيالات متحده‌ش مشكلي نداشته باشه، ميگن: زن ذليله، زن نگرفته، شوهر كرده!
اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، ميگن: انگار كلفت آورده!
اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، ميگن: پول پارو مي‌كنه، اهل بند و بسته!
اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه، ميگن: پولهاشو انبار مي‌كنه، جون به عزرائيل نمي‌ده!
اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، ميگن: معاشرتيه، فوق‌العاده‌س، دوست داشتنيه!
و بالاخره اگه راست و درست و بي‌كلك باشه ميگن ،: هيچي نمي‌شه، به درد نمي‌خوره!
 
 
 
***
 
 

فرشته

 

روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه ميکند.


هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي


را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي گذارند.


مرد از فرشته اي پرسيد، شما چه کار مي کنيد؟ فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد،


گفت اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم


مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت ميگذارند


و آن ها را توسط پيک ها يي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟


يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي

 


خداوندي را براي بندگان مي فرستيم. مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته


مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟


فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است.


مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند.


مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده،


فقط کافي است بگويند: خدايا شکر!

 

***

 

4×6


یک خنده ملیح


کمی شرم


به ... به ... چه سورپریزی


نیم رخ


نه ... این طور خوب نیست


یک لحظه ... آه

 
تیک ، تاک


بسیار خوب


خواننده عزیز آزاد باش

 
با نور خوب و زاویه مرغوب


عکسی از آنجناب گرفتم


و با این عکس یک لحظه ای عبث ز زندگی ات را


تثبیت کرده ام


اما ، در این میان حماقت خود را نیز


تایید کرده ام ...



اثری از زنده یاد نصرت رحمانی

 

 


 Colours -of- L o V e
 
 
 
Love can be Red  
 
 like the intense heat of a passionate kiss
.....the color of sweetness
.....the color of strawberries

 
 
Love can be blue,like the comfort
 
 we take in a pair of denim jeans

.....the color of strength

.....the color of perfect skies
 

Love can be yellow,bright and warm like the morning sun
.
....like the sounds of laughters of
 
children on the merry-go-round
.....like the sounds of fun from
 
 the boys flying kites in the open fields
Love can be green,peaceful
 
and serene I can hear your heart beat 

.....it is the feeling of a loving han
 
 that touch a grieving heart
 
.....it is the whispering of trusting words
 
to a distressing soul
Love can be orange,the loudness of
 
it can drive you up a wall
 
.....it can drive you to sing
 
like nobody is listening

.....it can drive you to dance
 
like nobody is watching
 
 
لینک


 
زندگی دفتری از خاطرست. يک نفر در شب کم، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختيهاست، يک نفر همسفر سختي هاست چشم تا باز کنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم. شهره

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

نوشته های پیشین
خرداد 1386
بهمن 1384
دی 1384

پیوندها
سرزمین جاوید
ایل من
تخت جمشید
سرودهای زرتشت پیامبر ایران باستان
آتشگاه
تاریخ فراموش شده ایران
زرتشت
تاریخ جامع ایران
سپیدار
خط میخی
الهامات ناب
پاتوق گورکن ها
داریوش اقبالی
.•*تاج ماه *•.
سهراب سپهری
صادق هرایت
بزرگ علوی
حافظ
مولوی
فریدون مشیری
دکتر علی شریعتی
ایرج جنتی عطایی
فروغ فرخزاد
شاندیز خانوم
» بی بی سی
» صدای آمریکا
» رادیو آلمان
گچساران
پاپ
ليست وبلاگ هاي فارسي
طراح قالب : ماكرومديا

  RSS